مهدیمهدی، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

بامزی

دلتنگي‌هاي كودكانه

13/0/8 10:50
نویسنده : مامانی
38 بازدید
اشتراک گذاری
به نام خدا


مهدي دلش تنگ مي شه...  دلتنگ مي شه... وقتي ازش دور مي شم و تا مدتي كنارش نباشم. گريه مي كنه ما... ما...ن و من نمي دونستم كوچولوي بامزه من از كي دلتنگ شده... از وقتي كه توي شيراز گاهي با بابايي بيرون مي رفتم و كنارش نبودم اون موقع كسي نمي گفت صدات كرده... اما وقتي ديروز نبودم و براي خريد بيرون رفته بودم... مادرجون گفت هزار بار صدات زد... و من باهاش بازي كردم تا بياي... وقتي براي نوشتن وبلاگ به اتاق آمدم ... صدايش را شنيدم كه صدا مي زد ما...ما...ن           ما...ما..ن.... به سمتش رفتم با ديدنم گريه كرد و دستانش را باز كرد كه بغلم كن.... و كودكم را در آغوش گرفتم چه حس زيبايي است حس مادرانه بودن...

مهدي دلش براي بابايي و عمه هم تنگ شد... با...با... بابا... وقتي عكس و فيلم بابايي رو به مهدي نشون دادم اولش ذوق كرد و خنديد چون چهره باباش رو ميديد اما بعد زد زيرگريه... از روي دلتنگي...

وقتي صداي عمه اش رو از روي گوشي پخش كردم كه مهدي رو ناز مي داد... مهدي صدا كرد عمههه... عمههههه. و شروع كرد به گريه...

خداي من بچه‌ام دلتنگ مي شود... و چه زيباست و غم‌انگيز اين دلتنگي‌هاي كودكانه...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بامزی می باشد