دو ماه و 11 روز (اولين مسافرت)
روز دوشنبه بليط داشتيم كه به شمال بيايم بالاخره بعد از يكسال خانوادمو بخصوص خاله هاله و عمو محمد و مهرآرا و مهرآسا كوچولو رو ميديدم خيلي خوشحال شدم. صبحش به دكتر برديمت دكتر مهرزاد باقري دكترته. گفت وقتي سه ماهت تموم شد مسافرت مي توني بري و اينكه با هرچي مي توني مسافرت كني به جز هواپيما. از اونجا كه رشت قطار نداره مجبور شديم با اتوبوس بيايم. ساعت دو بليط داشتيم با اينكه خيلي سفر خسته كننده اي بود اما خداروشكر توي ماشين اصلا اذيت نكردي. خداروشكر به سلامتي رسيديم خونه و همه به نوبت بغلت كردن بخصوص خاله هاله كه نديده بودتت خيلي زياد بغلت كرد و نازت مي داد. همه از ديدن ما خوشحال بودن و ما از همشون خوشحال تر... خداجوون شكرت. ...
نویسنده :
مامانی
22:45


